|
مقدمه 1 : هدايت يافتگان از ظلمت فرقه ي بهائيت به نورانيت مكتب اسلام
در طول يكصد و شصت سالي كه از پيدايش فرقه ي بهائيت در ايران مي گذرد و از همان ابتداي تشكيل اين فرقه ي انحرافي ، گروهي از افرادي كه به خاطر عدم آگاهي و يا فريب و يا تصورات خام و باطل به سوي بهائيت گرايش پيدا كرده بو دند از سير گژ راهه باز گشته و به سوي اسلام هدايت شدند . در ميان اين افراد از اعضاي اصلي خاندان ميرزا علي محمد باب تا خويشان و وابستگان سببي و نسبي ميرزا حسينعلي بهاء و فرزندان او تا نويسندگان و منشيان بهائي ( نظير صبحي و حسن نيكو و عبدالحسين آيتي و ...) و نيز مبلغان بهائي و افراد سرشناس و تحصيل كرده تا افراد عادي به چشم مي خورند . اكثر اين افراد بعد از توبه و بازگشت از بهائيت سعي كرده اند مراتب تبري و دوري خويش از بهائيت را به اطلاع ديگران رسانده و علل و عوامل بازگشت خود به اسلام را براي ديگران تشريح كنند . دقت در اين " تبري نامه هاي " مكتوب كه اخيراً به صورت اينترنتي درآمده معرف و مبين اين است كه اكثريت اين افراد از ماهيت دقيق و اصلي تشكيلات عنكبوتي بهائيت اطلاع نداشته و از طرف ديگر هرگز امكان مراجعه به كتب اصلي رهبران بهائي را نداشته اند تا متوجه تناقضات فكري و عقيدتي آنان بشوند . به لطف و مدد الهي تلاش دارم به تدريج و با همكاري شما علاقمندان نسبت به تكميل مجموعه ي " متبريان از بهائيت " اقدام نموده و به وظيفه ي شرعي امر به معروف و نهي از منكر عمل نموده باشم . از همه ي خوانندگان اين وبلاگ بويژه هموطنان بهائي تقاضاي مساعدت و همكاري دارم . در ابتدا به بيان شرح حال و تبري نامه ي بهائيان ايراني پرداخته و به موازات آن از شرح حال و علل تبري از بهائيت ديگر ملل جهان آگاه خواهيم شد .
|+| نوشته شده توسط حسام در پنجشنبه ششم بهمن 1390 و ساعت 1:7 مقدمه 2: وحشت تشكيلات بهائيت از بازگشت بهائيان به اسلام
شگرد ديگر تشكيلات بهائيت در قبال اين افراد ، ترور شخصيت آنان بوده است تا ديگر بهائيان دچار تزلزل روحي و فكري نشوند و يا اينكه چنين القاء مي نمايند تا مسلمان شدن اين افراد را ناشي از ترور و تهديد و فشار روحي و رواني قلمداد نمايند . علاوه بر آن تشكيلات بهائيت از طريق " لجنه ي عهد و ميثاق " كه به منزله ي تشكيلات جاسوسي و حفاظت اطلاعات عليه بهائيان مي باشد ، نسبت به بررسي علل مسلمان شدن اين افراد مي پردازند و تلاش مي كند تا آنجا كه ممكن است به عناوين مختلف حتي از طريق " تطميع " و يا " تهديد " مجدداً آنان را به ورطه ي فرقه ي بهائيت بكشانند . زماني كه از همه ي اين اقدامات نا اميد شدند نسبت " طرد " فرد مسلمان شده از تشكيلات بهائيت اقدام نموده و وي را از همه ي وابستگي هاي اداري و عقيدتي و تشكيلاتي بهائيت اخراج نموده و حتي سلام و كلام با وي نيز ننمايند . تذكر اين نكته لازم است كه بسياري از بهائيان ، قلباً مسلمان شده اند ولي از ترس تشكيلات بهائي و آواره شدن زن وبچه آنان ، جرأت ابرازندارند . اين مطلب را از خاطرات حسين فلاح ، يك نجات يافته از بهائيت مي توان دريافت . (جام جم - ويژه نامه ايام – شماره 29- 6 شهريور 1386- صفحه 59 ) براي اثبات اين مدّعا و درك وحشت بهائيت از مسلمان شدن بهائيان به سند زير توجه نمائيد : اين سند حاوي دستور محفل ملي بهائيان ايران به محافل روحاني بهائي شهرهاي ايران است : |+| نوشته شده توسط حسام در سه شنبه چهارم بهمن 1390 و ساعت 1:7 " خاطرات حسین فلاح "
حجت مسلمانی من مسلمان شدن من چند دلیل داشت، اول این که بسیاری از دوستان من مسلمان بودند من هم دوست داشتم مثل آنها آزاد باشم. نه این که در چنبره و حصار تشکیلات بهائیت باشم. در دوران انقلاب من حدودا یازده، دوازده ساله بودم بعد از آن هم که جنگ پیش آمد مسلمانان را میدیدم که چطور خالصانه به دین، ملت و وطن خود عشق میورزند. من هم دوست داشتم مثل آنها باشم، دوم این که سوالات زیادی در ذهنم نسبت به بهائیت وجود داشت، افکار و عقاید مسلمانان با عقاید ما خیلی فرق داشت. رفتار مسلمانها خیلی بهتر و آزادانهتر از ما بود. گرچه طبق تعالیم فرقهای،ما خود را برتر از آنها میدانستیم. با این وجود سوالاتی برایم پیش میآمد! لذا از مسوولانمان یعنی همان کسانی که جزء محفل (خادمین) بودند، میپرسیدم. عکسالعمل آنها در مقابل سوالات جزیی من تند و پرخاشگرانه بود…. همین سوالات مرا بیشتر تشویق میکرد که تحقیقات خود را دنبال کنم و عاقبت به همراه همسر سابقم پس از تحقیقات و مطالعات زیاد، پی به بطالت و ساختگی بودن بهائیت بردیم و مسلمان شدیم. جرات ابراز ندارم من با یکی از بهائیان همدان که حدود ۷۰ سال سن داشت بعد از مسلمان شدنم صحبت کردم. گفتم شما تاکنون
خودت هم پی بردهای که بهائیت اعتقادی نیست که قبول داشته باشی، بطلان آن را میدانی
پس چگونه تاکنون اقدامی نکردهای؟ او دستش را روی قرآن گذاشت و گفت من خیلی وقت
است که مسلمان شدهام در دل خود مسلمان هستم ولی جرات ابراز آن را ندارم. چون سنی
از من گذشته است و میترسم در این سن به امر تشکیلات بهائیت زن و بچهام مرا رها
کرده و آواره شوم…. به همین خاطر نمیتوانم مسلمانی خود را علنا اعلام کنم! طواف سربازان اسرائیلی دور مقام اعلی همسایهای داشتیم به نام شهین خانم که یهودی بود. آن زمان نزدیک به ۳۰ درصد جمعیت همدان یهودی بودند و یک بار به اسرائیل رفته بود و زمانی که برگشت این گونه در بین بهائیان سخن میگفت که: هر گاه سربازان اسرائیلی میخواهند به جنگ با اعراب و یا فلسطینیها بروند دور مقام اعلای شما (بهائیان) طواف میکنند تا در آن جنگ پیروز میدان شوند این نهایت سیاسی بودن این فرقه را میرساند و پسرش هم که جزو سربازان اسرائیلی بود برای مدتی که به ایران آمده بود طبق چیزی که قبلا به او دیکته کرده بودند در جمع بهائیان این شعار را میداد که ما بهائیت را آنقدر قبول داریم که برای پیروز شدن در جنگ دور مقام اعلایشان طواف میکنیم. بهائیان هم که این را میشنیدند، اظهار سرور و خوشحالی مینمودند. منبع: جام جم-ضمیمه ایام - شماره29
|+| نوشته شده توسط حسام در یکشنبه دوم بهمن 1390 و ساعت 9:15 "يك بهایی تازه مسلمان شده:اسلام آوردن من جامعه بهایی را به شدت نگران کرده است "
یک بانوی بهایی در استان کهگیلویه و بویراحمد كه در ایام سوگواری سید و سالار شهیدان، به دین مبین اسلام مشرف و از فرقه ضاله بهائیت برائت جست، گفت: اسلام آوردن من جامعه بهایی را به شدت نگران کرده است. به گزارش خبرگزاری دانشجو، همزمان با
ایام سوگواری سید و سالار شهیدان حضرت امام حسین (ع) یکی از اعضای فرقه
ضاله بهائیت به دین مبین اسلام مشرف شده و از فرقه ضاله بهائیت برائت جست.
مهوش روز خوش، بانوی تازه مسلمان شده
بهایی در گفتوگو با خبرنگار «خبرگزاری دانشجو» در یاسوج، به تشریح چگونگی
اسلام آوردن خود پرداخت و گفت: دلیل اصلی و اساسی من برای پذیرفتن دین
اسلام کامل بودن اين دین بود؛ چراكه اسلام کوچکترین نیاز انسان را نيز
براي پیروان خود ترسیم كرده است.
وي با ابراز خوشحالی از گرایش خود به
اسلام افزود: در گذشته موقعیت برایم فراهم نبود که مسلمان شوم ولی اکنون
که به یاری همسرم مسلمان شدهام بسیار خوشحالم و احساس شوق و انگیزه بالایی
برای زندگی در جامعه مسلمانان را دارم.
اين بانوي تازه مسلمان شده، رهایی از
فرقه ضاله بهائیت را آرزوی دیرینه خویش دانست و تصريح کرد: بنده با کمال
اختیار، اراده و صحت جسمانی و نفسانی کاملترین و آخرین دین آسمانی را
پذیرفته و به آن افتخار می کنم.
روز خوش که با یک جوان مسلمان در یکی
از روستاهای اطراف یاسوج ازدواج کرده است، اظهار داشت: اسلام آوردن من
جامعه بهایی را نگران كرده و آنها اعلام کرده اند كه چنانچه به فرقه ضاله
بهائیت بازگردم؛ دوباره با آغوش باز مرا خواهند پذیرفت.
وي اسلام را تنها صراط مستقیم و راه
کمال انسانی و سعادت دنیا و آخرت معرفی کرده و از سایر کسانی که در فرقه
ضاله بهائیت هستند دعوت كرد که با بیداری، آگاهی و اختیار به دین مقدس
اسلام بپیوندند. کد خبر:109880 -
|+| نوشته شده توسط حسام در سه شنبه بیست و دوم آذر 1390 و ساعت 10:47 " ليست 104 برگشته از بهائيت در سال 1357 روزنامه ميهن" " قسمت اول "
" شماره 14 ضميمه نداي ميهن - 30 دي 1357 "
چراغي فرا راه گمشدگان راه حق بيش از 14 قرن پيش نداي ملكوتي و پر طنين شخصيتي گران قدر و گران مايه به گوش رسيد كه خود را فرستاده خدا و واپسين برگزيده پروردگاريكتا معرفي فرمود . اين ندا كه در محيطي تباه وسياه و نكبت بار و منحط از حلقوم اين رجال الهي خارج گرديد ، آنچنان عمق و نفوذي داشت و از آنچنان اصالت و عظمتي برخوردار بود كه صاحب دل حق انديش و منصف از پذيرفتنش هيچ ترديدي به خود راه نمي داد . ندائي كه از ازليت برخاست و گوش جان جهانيان را نوازش داد و قانون اساسي زندگي انسان ها را در كتابي عظيم و شگفت و شگرف ، يعني قرآن كريم ارائه كرد . چندان زماني نگذشته بود كه صداي انسان هائي كه بدين آئين دل داده بودند و تعاليم آن را مطابق فطرت و سرشت خويش مي يافتند به دو كلمه شهادتين بلند شد و قسمت اعظمي از جهان آن روز را در موج خود فرو برد . امپراطوري هاي عظيم و ثروتمند در مقابلش تسليم شدند و ندايش را پذيرا گرديدند و اسلام قدرت و عظمت و شكوه بي مانندي يافت به حدي كه جهان در وحشت از تسلط روز افزون اين آئين براي حفظ قدرت ها و سيطره هاي فرعوني خدايان روي زمين و دستگاه هاي ديني تبليغاتي مسيحيت كه به نام دين سلطنت مي كردند دست اندر كار شدند تا به هر ترتيب و تقدير كه امكان دارد در مقابل اين آئين بايستند و جلوي پيشروي آن را سد كنند . نخستين توطئه اينكه ناجوانمردانه نسبت دادند كه اسلام آئين شمشير است و به زور و شتم و ضرب و قتل پيشرفته است در حالي كه مسيحيت دين محبت است و با قلب ها سر و كار دارد و نتيجه آن كه اسلام به نيروي ترس و رعب در جهان براي خود جائي باز كرده است . پاسخ مطلب را ( توماس كارلايل انگليسي ) به زيبائي ادا كرده . او مي گويد كه تهمت اينكه اسلام با زور شمشير پيشرفته است درست مانند آن است كه بگوئيم مردي تنها شمشير به دست گرفت بر تمام دشمنان خود غلبه پيدا كرد و پذيرش اين مطلب معقول نتواند بود . پاسخي ديگر كه اينجا عنوان مي نمائيم اين است كه بايد قوم منحط و درمانده اي را كه از مباني و وساوس انسانيت بي بهره و نصيب مي بودند ، چه نيروئي به چنين پيشرفت ها و ترقيات شگفت آور و اعجاب انگيزي وادار كرده باشد ؟ مضافاً اينكه اين آئين خدا به هر جا كه پا گذاشت نور و روشنائي و معرفت و جوانمردي و شرف و انسانيت و فضيلت و علم و دانش را به ارمغان برد . توطئه ديگر اين بود كه بررسي كردند و نيز عظمت و تعالي مسلمين را دانستند ، با تعمق و تفحص دريافتند رمز و راز ايجاد و شكوفائي تمدن عظيم اسلامي كتاب آنها است يعني قرآن كريم . پس تصميم خود را گرفتند كه بين مسلمانان و ميراث مذهبي علمی ایشان جدائي افكنند ( فاصله افكندن بين قرآن و مسلمين ) . بايد حق داد كه خوب توانستند بدين هدف نائل شوند . يكي از راه هایی كه دشمنان اسلام را در نيل بدين هدف ياري بخشيد ساختن و پرداختن مسلك هاي باطل بود كه بدان جامه حق و دين پوشيده شده بود كه از اين زمره است بهائيت و احزابي نظير قادياني گري و غيره وغيره .... متأسفانه بي توجهي مسلمانان هم بدين توطئه كمك كرد و نتيجتاً مسئله اي را كه در ابتدا بسيار به راحتي ممكن بود ريشه كن كرد نضج و رونق گرفت و ريشه هاي عميقي در اجتماعات مسلمين پيدا نمود و اين مسئله بالاخره به مسلمانان هشدار و بيدار باش داد ، تا كي غفلت و تا به چند بي خبري؟ بيائيد حركتي كنيد و جنبش اسلام را احياء نمائيد و توجهي دگر باره به قرآن نماييد . اين كتاب غرور انگيز و شگفتي آفرين ، اين كتابي كه متكفل و متضمن سعادت و بهروزي و پيروزي شما است . نداي قرآن را اجابت نمائيد كه ( يا ايها الذين آمنو استجيبوا للله و للرسول اذا دعاكم لما يحييكم ) اين كتاب مايه زندگي شما است . حيات جاوداني شما در پرتو پيروي و تبعيت از اين كتاب امكان پذير است ، تنبلي و كاهلي را كنار بگذاريد . توجه داشته باشيد در اطرافتان چه مي گذرد و چگونه به نام دين افراد و برادران شما را از راه حق و خدا منحرف و منصرف مي نمايند . اين شعار باطل را كه هيچ مأخذي ندارد كنار بگذاريد ( ان الباطل يموت بترك ذكره یعنی قرآن خود براي مبارزه با باطل آمده است ). مسلمان بايد در جبهه هاي مختلف با باطل بجنگد تا حدي كه باطل ريشه كن شده و از بين برود . مسلمانان برويد و با شناخت اسلام روح و روان ديگران را با تعاليم دلنشين اين كتاب آشنا كنيد . به هر حال حركت و نهضتي در جهت شناخت اسلام و مبارزه اصولي و منطقي با باطلي كه رنگ حق به خود گرفته بود يعني بهائيت به وجود آمد و مسلمانان آگاه و بيدار دل با الهام از كتاب آسمانيشان و باز شناسي تعاليم اين كتاب بزرگ به راه افتادند و خوشبختانه وعده الهيه ( ان تنصرو الله ينصركم و يثبت اقدامكم ) براي آنان تحقق پذيرفت و توانستند با نيتي پاك و خالص گم گشتگاني فراوان در وادي ضلالت و گمراهي را از چنگال پر از مكر حيله بهائيت نجات داده و به دامان پر مهر و محبت اسلام عزيز برگردانند. جدائي آنان را از دامان ولايت آخرين گوهر خزانه الهي يعني وجود مسعود اعليحضرت بقية الله الاعظم محمد بن الحسن العسكري امام زمان ( ع ) به پيوستگي تبديل نمايند و خداي را بر اين توفيق بزرگ شكر گزاريم كه با اين مقدمه مختصر نام و مشخصات كساني را كه اخيراً به راه حق پيوسته اند و با تحقيق و تعمق و بررسي و گفتگو و صحبت ، از راه باطل بهائيت گسسته اند به صورت مجموعه اي در اختيار برادران مسلمان قرار دهيم و از پروردگار بزرگ خواستار شويم كه توفيق هدايت را نيز به بقيه گم گشتگان وادي ضلالت و گمراهي عنايت بفرمايد .
|+| نوشته شده توسط حسام در سه شنبه سیزدهم مهر 1389 و ساعت 10:10 " ليست 104 برگشته از بهائيت در سال 1357 روزنامه ميهن" " قسمت دوم "
" و قل جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل كان زهوقا "
نهضت عظيم و پر دامنه مردم مسلمان و مجاهد ايران كه با خون شهيدان راه حق شكوه و عظمتي بي نظير يافت به همگان اين فرصت گرانبها را داد تا بار ديگر با كمال آزادي فكر و انديشه و بدون اغناء به ديگران اعتقادات ديني خود را ارزيابي نمايند . از آن جمله عده كثيري از برادران بهائي در گوشه و كنار مملكت فارغ از تجملات فكري و انديشه هاي فريب كاران و مبلغين فرقه گمراه بهائي، خود را از دام حيله و تزوير اين گروه سياسي وسر سپردگان بيگانه اش رهائي بخشيده و با مراجعه به حضرات آيات عظام و علماي اعلام و راهنمائي هاي بي دريغ و دوستانه برادران مسلمان ، خود و خانواده هايشان را از ورطه هولناك ضلالت و گمراهي نجات دادند و با اقرار و اعتراف به اشتباه گذشته در سلك برادران مسلمان و معتقد به مباني ديني و مذهبي در آيند . اينك اين برادران گرامي پس از مدت ها سر گرداني و اتلاف عمر عزيز خود به آغوش گرم اسلام عزيز باز گشته و به رسالت و خاتميت نبي اكرم ( ص ) و امامت حقه ي حضرت علي ( ع ) و يازده فرزند گرامي اش اعتراف نموده و اعتقاد راسخ خود را اعلام داشتند مبني بر اينكه حضرت حجة بن الحسن العسكري ( ع ) امام دوازدهم در قيد حيات و مشتاق و منتظر ظهور آن گرامي منجي عالم انساني مي باشند . بر ما مسلمانان و معتقدان و پيروان مكتب قرآن عزيز فرض است كه با آغوش باز و مهر و محبت بي دريغ از اين برادران عزيز و ارجمند خود استقبال نمائيم و آنهارا تحت حمايت ديني و انساني خود قراردهيم . ما در نشريه مستقلي كه به خواست خدا به زودي منتشر خواهيم كرد چگونگي رهائي اين برادران عزيز و عين تبري نامه هاي آنهارا به استحضار عموم خواهيم رساند . لزوماً به تمام افرادي كه تحت تأثير تبليغات مبلغين اين گروه ضاله مي باشند اعلام مي دارد اين انجمن همواره آماده است تا در كمال محبت و درستي و از روي منطق و استدلال با آنان وارد مذاكره و مباحثه گرديده و اميد است همه اين افراد بهائي پس از تحقيق لازمه به خودآيند و سؤالات دنيوي و اخروي خويش را فداي اغراض مبلغين گمراه اين فرقه نكنند و با يك تصميم مردانه و عاقلانه خود و خانواده واعقاب خويش را از منجلاب بدبختي و سرگرداني نجات دهند و بدانند كه بارگاه رفيع اسلام هميشه به روي افراد نادم وپشيمان باز است . اينك اسامي و مشخصات آنها براي استحضار عموم اعلام و از روزنامه وزين نداي ميهن تقاضاي درج آن را داريم . انجمن ارادتمندان امام زمان ( ع ) صندوق پستي 327 همدان ۲۶/۱۰/۱۳۵۷
|+| نوشته شده توسط حسام در دوشنبه دوازدهم مهر 1389 و ساعت 11:24 " ليست 104 برگشته از بهائيت در سال 1357 روزنامه ميهن" " قسمت سوم"
صورت اسامي و مشخصات آقاياني كه مشرف به دين مقدس اسلام و طريقه حقه اثني عشريه گرديده اند :
|+| نوشته شده توسط حسام در یکشنبه یازدهم مهر 1389 و ساعت 11:48 " ليست 104 برگشته از بهائيت در سال 1357 روزنامه ميهن" " قسمت چهارم "
تصاوير بازگشتگان از ظلمت بهائيت به نورانيت اسلام
|+| نوشته شده توسط حسام در شنبه دهم مهر 1389 و ساعت 12:2 " آیتی از بهائیت تا بازگشت به اسلام "
اعتقاد به منجی آخرالزمان و یا همان بحث مهدویت تقريباً در تمام اديان به نحوي نهادینه شده و به آن آنچه که باعث گردیده شیعه در طول حرکت تاریخی كلان خويش، به رغم دريافت ضربات و لطمات بسيار از سوي دشمنان، از يأس و نوميدي رهایی یافته و توان تحمل خویش را بالا ببرد اعتقاد به فرج در آخرالزمان است. علاوه بر مهدويت، خاتمیت نیز سدراه محكمي در مقابل دينسازي و دكانسازي به شمار ميرود. به همين دليل هم اين موضوع، مستقيم و غيرمستقيم همواره در معرض چالش قرار داشته است. قدرتهاي حاكم بر جهان درصدد بوده و هستند تا با تشكيل مسلك و باورهای جديد و به اصطلاح تكامل يافته با رنگ و بوي خردورزي و ايدئولوژي بر افكار توده مردم مسلط شوند و از نيروهاي آنان به سود خويش بهرهبرداري كنند. اما استعمار در مشرق زمين در برابر مقاومت "طرز فكر اسلامي" قرار داشته و به طرق گوناگون ميخواهد با تفكر اسلامي مبارزه كند. يكي از راههايي كه استعمار براي فتح اين دژ محكم در نظر گرفته، تلاش براي مذهبسازي بوده است. هدف آنها، چنان كه خود معترفاند، اين است كه در مقابل "مهدي"، مهدي ديگر بسازند و در برابر "قرآن"، قرآن ديگري عرضه كنند. برهمین اساس است که تزار روسیه علی محمد شیرازی را در راستای اهداف استعماری خویش ترغیب به ادعای ارتباط با امام عصر (عج) یا باب آن حضرت بودن می نماید. بعدها علی محمد با توجه به حمایت های روسیه پا را فراتر نهاده و مقام خود را ترقی داده و مدعی امامت و سپس الوهیت می گردد. پس از مرگ علی محمد باب میرزا حسینعلی نوری معروف به بهاءالله با هدایت و حمایت های روسیه تزاری، بهائیت را پایه گذاری می نماید که با بروز انقلاب بلشویکی در سال 1917 در روسیه حکومت تزار سقوط نموده و با تشکیل دولت جدید حمایت های روسیه نیز از بهائیت قطع و از این تاریخ به بعد انگلستان حامی بهائیت می گردد. پس از مرگ میرزا حسینعلی (بهاء) فرزندش عباس افندی معروف به عبدالبهاء جانشین پدر می گردد وی با توجه به حمایت های استعمار پیر انگلستان و عوامل داخلی آن تبلیغ بهائیگری را که از زمان بهاء شروع شده بود، در سطح کشور به شدت پیگیری می نماید و برای این منظور از هیچ کوششی دریغ نمی ورزد و با ارسال پیام هایی به تشویق بهائیان پرداخته و امر تبلیغ را در بین بهائیان نهادینه و بر احبا فرض و واجب می نماید. در همین ایام است که بعضی از مبلغین بهائی به سراغ آقای شیخ عبدالحسین تفتی یکی از روحانیون به نام تفت از توابع شهر یزد رفته و با حیله و ترفندی وی را به سلک خویش در آورده و بعد از گذشت بیست سال همنشینی با روسای بهائیت به باطل بودن باورهای بهائیان پی برده و به اسلام بازمی گردد. آیتی در اواخر عمر عباس افندي (عبدالبها) و سپس در اوايل ریاست شوقي افندي بر بهائیان به ميزان زيادي از سوء اخلاق و فساد روسا و مبلغين فرقه بهائيت اطلاع حاصل نمود و از کرده خود پشيمان شد؛ و هنگام مسافرت به اروپا و در مراجعت و اقامت در مصر، زمزمه مخالفت آغاز کرد و به جمع آوري اسناد و تصاوير پرداخت و يادداشت هايی ضروری و لازم عليه بهائيت تهیه کرد. وی پس از فوت"عبدالبها"پيشواي بهائيان در سال 1300 شمسی همراه جمعي ديگر از بهائيان، به دامن اسلام بازگشت و به محض ورود به تهران مخالفت خود را آشکار کرد و سپس کتاب"کشف الحيل" را در سه جلد در رد بهائيت به رشته تحریر درآورد. آیتی در تهران اقامت گزيد و به استخدام وزارت معارف (آموزش و پرورش) درآمد و به عنوان دبير به تدريس در دوره متوسطه پرداخت. با طبع و ذوق سخنوري که داشت، به پژوهشهاي ادبي روي آورد و نشريه اي ادبي-انتقادي به نام نمکدان در سال 1308 ش منتشر کرد. آيتي پس از عمري پرماجرا در سال 1332 خورشيدي، ضمن سفري که از یزد به تهران کرده بود بيمار گشت و رخت به سراي ديگر کشيد و جنازه او در قم به خاک سپرده شد. مجله یغما سال 20 شماره 4 تیر ماه 1346 شرح حالی به قلم خود آیتی آورده است که عینا آن را در ذیل می آوریم: «مرا نام عبد الحسین است و مولدم قصبه تفت من توابع بلده یزد. چون پدرم از علمای پیشوایان اسلام بود موسوم به حاج شیخ محمد مدعو به حاج آخوند تفتی و جد امی از خاندان سلطان ابراهیم ادهم لهذا از عنفوان شباب در لباس عمامه و ردا و به نام شیخ عبدالحسین در مدارس قدیمه به تحصیل علم معقول و منقول و منطق و فقه و اصول پرداخته دوره تحصیلاتم تکمیل نشده بود که پدرم در گذشت و به جای آن مرحوم، مقتدای عمویم گشته محراب و منبر را تا سن سی از عمرم نگاهداشتم. در آن موقع بهائیان دام برایم گستردند و بوسائل عدیده کتب خودشان را تحت مطالعه ام قرار دادند. بعضی از مشایخ و مقتدایان محلی مطلع شده پیش از آنکه بطرفی ازرم و قبول بگرایم متهم ساختندم چنانکه نه تنها ریاست و محراب و منبرم به خطر افتاد بلکه جانم نیز در معرض خطر بود و کارم به مهاجرت کشیده به همان نسبت که مشایخ محلی و مریدانشان مرا از حوزه اسلامی دور می کردند به همان نسبت وجوه بابیه و بهائیه بغل گشوده و مرا در آغوش می کشیدند. این جزر و مد مذهبی مرا به مدت بیست سال به اطراف جهان کشیده و در سالک مبلغین و مبشرین و داخل در بساط حل و عقد امور بهائیت در آورده امواج حوادث گاهی به ساحل قبولم می کشید و دمی دیگر در وادی رد و نکولم می افکند تا در سفر دوم که سه ماه مقیم کوی رئیس ایشان عبدالبهاء عباس گشتم در حیفا کاملاً بر بطلان دعوی او و پدرش از جنبه مذهبی آگاه گشته تنها از جنبه ون خواهی و نعمات صلح جویی و فلسفه نفوذ ایشان در عالم غرب قرین حیرت و منتظر کشف حقیقت بودم تا پس از مرگ عبدالبهاء در زمامداری سبط کبیرش شوقی افندی موفق به سفر اروپا شدم و از آن حیث نیز آسوده خاطر گشته یقین کردم که این دروغ هم عطف بر دروغهای مذهبی شده و نفوذی در جهان غرب نداشته اند و اگر گاهی عده قلیلی توجه نموده اند از اثر خیانت حضرات و نتیجه سیاست بیگانگان است نه چیز دیگر و چون عبدالبهاء را خائن ایران هم از حیث مذهب و هم از حیث استقلال و سیاست شناختم دل از مهرشان بپرداختم و خود را در زحمت و خطر دیگری انداخته چند هزار نفر بهائی متعصب را دشمن خود گردانیدم برای اینکه وجدانم نگذاشت که مؤلفات سابقه خود را الغا نکرده بگذارم و بگذرم و مانند میرزا ابوالفضل گلپایگانی به سکوت بگذرانم لذا به لاء کتب سابقه که در تاریخ ایشان به نام کواکب الدریه نگاشته بودم و آن هم از تصرفات خودشان مصون نمانده بود بپرداختم و حقایق بی شبه ای که در مدت بیست سال یافه بودم در دو جلد کتاب کشف الحیل منتشر ساختم!» آیتی در شرحی از چگونگی تغییر تخلص خود از ضیائی به آواره چنین نقل می کند: «اما تخلص آواره را عبدالبهاء عباس بر من روا داشت و فلسفه اش این بود که کلمه ضیاء نزد او ناپسند بود سبب اینکه یک برادرش ضیاء ا... نام داشت و او کلاً با عباس افندی مخالفت کرده زیربار خدائیش نرفته بود از این رو هر کس نامش ضیاء یا لقبش ضیائی بود نام لقبش را عوض می کرد و پس از آنکه بعضی اشعار مرا دید به من نوشت که "تخلص شما من بعد آواره باشد" و این منتهی منتی بود که بر من داشت چه او و پدرش بر این لقب ملقب بوده همیشه می نوشتند ( ما آوارگان ) ولی باید دانست که در مدت معاشرت با ایشان کم شعر گفته ام و اتفاقاً آنچه هم گفته ام باقی نمانده است.اینک شش سال است که از حوزه بهائیان بکلی جدا و تخالف شدید بین ما حکم فرماست و لقب آواره هم به ملکوت ابهی برای صاحبش فرستاده و هم فامیل خود را آیتی قرار داده ام.» این نتیجه زیاده خواهی و استکبار صاحبان قدرت می باشد که بیهوده در تلاشند تا به خیال خود از برپایی حکومت صالحان و جاری شدن عدل بر روی کره خاکی جلوگیری کنند. امید است که فریب خوردگان بهائیت که در دام تشکیلات گرفتار آمده اند با روشنگری هایی که هر روزه از سوی دلسوزان جامعه صورت می پذیرد خود را از دام عنکبوتی سران تشکیلات برهانند. انشاء الله در آینده بسیار نزدیک کتاب کشف الحیل از سوی موسسه مطالعاتی روشنگر تجدید چاپ شده و در اختیار مشتاقان قرار خواهد گرفت.
باتشكرازوب لاگ گذشته حال آينده |+| نوشته شده توسط حسام در پنجشنبه هشتم مهر 1389 و ساعت 10:43 " تشرف گروهي خانواده دلشاد "
اينجانبان حيدر علي فرزند مراد علي شناسنامه شماره 1800 صادره از قريه امزاجرد همدان متولد 1301
احمد قويمي دلشاد فرزند حيدرعلي شناسنامه شماره 101347 صادره از همدان متولد 1333 عباس قويمي دلشاد فرزند حيدرعلي شناسنامه شماره 249 صادره از همدان متولد 1336 پرويز قويمي دلشاد شناسنامه شماره 1802 مواليد متولد همدان فرزند حيدرعلي متولد 1343
ساكنين قريه حصار خان در محل صيفي آباد ، كه گذشته عمر خود را به بي خبري در اعتقاد به مرام ساختگي بهائيت گذرانيديم ، اينك به توفيق الهي با برخورد با مسلمانان مطلع دريافتيم كه مرام نامبرده خرافي است . بدين وسيله تنفر خودمان را نسبت به مرام ضاله مضله بهائيت اعلام و به حمد الله به شرف اسلام و طريقه حقه ي اثني عشريه مشرف و خاتميت پيامبر گرامي اسلام و به وجود و ظهور حضرت حجة بن الحسن العسكري ( ع ) معتقديم و از خداوند متعال توفيق عمل به قوانين مقدس اسلام براي همه مسلمانان و هدايت براي گم گشتگان راه حقيقت آرزو داريم .
|+| نوشته شده توسط حسام در چهارشنبه هفتم مهر 1389 و ساعت 11:31 " هوشنگ مؤمني شهميرزادي "
اكنون من مسلمانم
اينجانب هوشنگ مؤمني شهميرزادي دارنده شناسنامه شماره 81 صادره از شهميرزاد سمنان فرزند سيف الله مؤمني كه بهائي زاده بوده و در خانواده بهائي پرورش يافته ام ، پس از بررسي و تحري حقيقت به بطلان مرام ساختگي بهائيت پي برده از آن تنفر وتبري مي جويم و اقرار و اعتراف قلبي خود را به حقانيت شريعت مقدس اسلام، مذهب حقه ي شيعه اثني عشري، خاتميت حضرت محمد بن عبد الله صلي الله عليه و آله وسلم و امامت دوازده امام معصوم عليهم السلام و ابديت دين مبين اسلام اعلام مي دارم و در انتظار ظهور امام حي و غايب حضرت حجة بن الحسن العسكري عجل الله تعالي فرجه الشريف مي باشم و از خداوند متعال خواستارم كه كليه گمراهان اين وادي ضلالت را به نور هدايت اسلام راهنمائي فرمايد و قلوبشان را به نور ايمان و ولايت ائمه اطهار عليهم السلام منور گرداند .
هوشنگ مؤمني شهميرزادي
روزنامه اطلاعات به تاريخ ۳۱/۵/۱۳۴۹ در صفحه هفتم عكس و شرح مسلمان شدن مشاراليه را چاپ نموده .
|+| نوشته شده توسط حسام در چهارشنبه هفتم مهر 1389 و ساعت 11:28 " يحيي امراهيان "
اينجانب يحيي امراهيان هيچگونه ارتباطي با سازمان صهيونيستي بهائيت چه در ايران و چه در خارج نداشته و بدين وسيله اعتقاد كامل خود را به مباني مقدسه اسلام و تشيع همراه با انزجار كامل از اين مسلك پوشالي اعلام مي دارم .
يحيي امراهيان |+| نوشته شده توسط حسام در چهارشنبه هفتم مهر 1389 و ساعت 11:28 " ولي محمد عميدي پاك "
بسم الله الرحمن الرحيم
اينجانب ولي محمد فرزند ميرمحمد شهرت عميدي پاك متولد سال 1283 شمسي صادره از حوزه خدابنده لو همدان ساكن قريه ميرزا كندي از توابع همدان ، كه مدتي تحت تاثير عقايد بهائيت قرار گرفته بودم ، پس از تحقيقات لازم و تحري كامل و مقايسه معتقدات بهائيت با مباحث اعتقادي اسلامي ، ساختگي بهائيت برايم محقق گرديد و خاتميت حضرت رسول اكرم ( ص ) و قائميت و امامت و حيات و غيبت حضرت حجة بن الحسن العسكري ( ع ) بر من ثابت شد و لذا از مسلك و مرام بهائيت تبري جسته ، از خداوند متعال خواستارم كه توفيق طاعت و بندگي و پيروي از احكام مقدسه اسلام را به اينجانب مرحمت فرمايد .
ولي عميدي |+| نوشته شده توسط حسام در چهارشنبه هفتم مهر 1389 و ساعت 11:27 " ولي اله كرباسي "
بسم الله الرحمن الرحيم
اينجانب ولي اله كرباسي فرزند عظيم كرباسي متولد 1320 خلخال آذربايجان شماره شناسنامه 85 صادره از هروآباد خلخال ، مدتي ساكن تهران خيابان سلسبيل بوده و فعلاَ مقيم شهرستان تبريز هستم . از تاريخ دي ماه 1342 تا امروز ۳ / ۶/ ۱۳۴۹ در مسلك ضاله بهائي بوده ام تا اينكه به خواست خدا در اثر تماس با مبلغين اسلامي و تفكر و تحقيق در اين مورد ، به ساختگي و دروغي بودن مرام بهائيت پي برده با كمال ايمان و صدق دل اقرار به شهادتين نموده ، از بهائيت تبري جستم و به خاتميت حضرت رسول اكرم ( ص ) و دوازده وصي بلافصل آن حضرت اقرار و معتقد به زنده بودن حضرت ولي عصر حجة بن الحسن ( عجل الله تعالي فرجه ) هستم و به نام نوع دوستي از خداوند متعال توفيق هدايت ساير افراد مسلك ساختگي و اغفال گر بهائي را در راه ايمان به خداوند يكتا و مباني دين مقدس اسلام خواستارم .
ولي اله كرباسي
|+| نوشته شده توسط حسام در چهارشنبه هفتم مهر 1389 و ساعت 11:26 " نصرت بخشي پور "
اينجانب نصرت بخشي پور فرزند قدرت به شناسنامه شماره 53356 صادره از تبريز ساكن شهرستان تبريز ، كه در نتيجه اغفال و تبليغات سوء يك عده ، پيرو مسلك بهائيت بودم بدين وسيله با كمال افتخار و مباهات انزجار و تبري خود را از اين مرام باطل اعلام مي دارم و ضمن اعتراف به وحدانيت خداوند متعال و حقانيت دين مبين اسلام به خاتميت حضرت محمد بن عبد الله ( ص ) و امامت دوازده نفر اوصياء آن حضرت و قائميت و غيبت دوازدهمين آنها كه حضرت حجة بن الحسن العسكري ( ع ) است اعتراف مي نمايم .
نصرت بخشي پور فرخزان تبريز ۲۹/۴/۱۳۴۹ |+| نوشته شده توسط حسام در چهارشنبه هفتم مهر 1389 و ساعت 11:20 " موسي تيموري "
انصراف از مسلك بهائيت
بسم الله الرحمن الرحيم اينجانب موسي تيموري به شناسنامه 1111 صادره از قلعه بالا كاشمر و ساكن فعلي شمس آباد محولات فرزند مرحوم يوسف و خانواده ام كبري فرزند علي كه مدتي در مسلك ضاله مضله بهائيت بسر برده ايم ، اكنون به خواست خداوند متعال و راهنمائي دانشمندان و روشنفكران اسلامي و تحري حقيقت كامل، به بطلان اين مرام ساختگي مطلع و از اين ساعت در محضر مبارك حضرت حجة الاسلام آقاي حاجي شيخ محمد باقر امامي دامة بركاته العالي با كمال رغبت حاضر و كلمه طيبه شهادتين بر زبان جاري و اقرار و اعتراف قلبي خود و خانواده ام را به حقانيت دين مقدس اسلام و مذهب حقه شيعه اثني عشري و خاتميت حضرت رسول محمد بن عبد الله ( ص ) و قائميت و امامت حضرت حجة بن الحسن العسكري ( ع ) و ابديت اسلام اعلام مي داريم و انتظار ظهور آن بزرگوار را داريم و از تمام مرام هاي ساختگي و بي حقيقت تبري جسته و از خداوند اميدواريم كه تمام برادران و خواهران هم نوع ما كه فريب اين شيادان را خورده اند به حق و حقيقت پي برده و به شريعت مقدس اسلام راهنمائي فرمايد . موسي تيموري ۱۵/۱۰/۱۳۴۶
|+| نوشته شده توسط حسام در چهارشنبه هفتم مهر 1389 و ساعت 11:19 " مسيح الله رحماني "
تشرف به دين مبين اسلام
اينجانب مسيح الله رحماني شناسنامه شماره 20 صادره از بشرويه بهائي زاده و رئيس محفل بهائيان قريه زرك بشرويه ( خير القراء ) كه تا كنون در راه تبليغ بهائيت از هيچ گونه فعاليتي روگردان نبوده ام ، لطف پروردگار متعال شامل حالم گرديد كه با مراجعه به كتب اسلامي و بهائي و تماس با مبلغين اسلامي بر من ثابت و مسلم شد كه بهائيت دين نيست و آخرين شريعت الهي ديانت مقدسه اسلام است . لذا ضمن تبري از آن مرام اعتراف قلبي خود را نسبت به خاتميت حضرت رسول اكرم ( ص ) و امامت ائمه دوازده گانه و قائميت و حيات حضرت حجة بن الحسن العسكري ( عج ) اعلام داشته از خداي بزرگ خواستارم از فعاليت هاي گمراه كننده گذشته ام درگذرد و مرا موفق دارد تا آنهائي را كه گمراه كرده ام به حقيقت اسلام و قرآن رهنمون باشم . مسيح الله رحماني ۲۰/۵/۱۳۴۸ |+| نوشته شده توسط حسام در چهارشنبه هفتم مهر 1389 و ساعت 11:18 " محمد حسين اشتري "
اينجانب محمد حسين اشتري فرزند جليل به شناسنامه شماره 1122 صادره از يزد متولد سنه ي 1331 ساكن خرمشهر ، كه در يك خانواده بهائي مسلك چشم به دنيا گشوده ام ،خوشبختانه لطف و عنايت خداوندي شامل حالم گرديد و در اثر تماس با افراد متدين و مسلمان به حقانيت و ابديت دين مبين اسلام پي برده و افتخار تشرف به دين مقدس اسلام پيدا كردم و اينك از صميم قلب به وحدانيت خداوند جهان آفرين ونبوت و خاتميت حضرت محمد بن عبد الله ( ص ) و امامت حضرت علي بن ابي طالب و يازده فرزندش و زنده و غايب بودن دوازدهمين امام حضرت مهدي موعود منتظر محمد بن الحسن العسكري ( عج ) و كليه معتقدات حقه شيعه ي اثني عشريه اعتقاد كامل دارم و از دعاوي پوچ وباطل رهبران فرقه ي ضاله مضله بهائيه كاملاً متنفر و منزجرم و از خداوند متعال بيداري و هدايت كليه افراد گمراه را خواستارم .
حسين اشتري |+| نوشته شده توسط حسام در چهارشنبه هفتم مهر 1389 و ساعت 11:17 " محمد باقر رهگذر "
برادران عزيز مسلمان و خواستاران راه طريقت
اينجانب محمد باقر رهگذر فرزند مرحوم جواد دارنده شناسنامه 6230 مدتي به منظور تحري حقيقت با محمد باقر رهگذر
|+| نوشته شده توسط حسام در چهارشنبه هفتم مهر 1389 و ساعت 11:16 " محمد اسماعيل نژاد "
بسم الله الرحمن الرحيم
اينجانب محمد اسماعيل نژاد فرزند رحمت اله شماره شناسنامه 1130 صادره از لاهيجان راننده سابق شركت لوشان كه در تاريخ مهر ماه سال 2535 تسجيل شده بودم ، اكنون با برخورد و مذاكره با گروهي از مسلمانان بيدار و انديشمند دريافته ام كه مسلك بهائيت ساختگي و پوشالي بوده و به دور از هرگونه حقيقت است و به يقين فهميده ام كه دين اسلام تنها دين واقعي اسلامي است و ايمان دارم كه حضرت محمد بن عبد الله ( ص ) آخرين فرد از گروه پيامبران راستين خدا است و « قرآن » تنها كتاب آسماني است كه سعادت بشر را تأمين مي كند . علي ( ع ) و يازده فرزند گراميش جانشينان حقيقي حضرت ختمي مرتبت هستند و به تولد و حيات و غيبت دوازدهمين آنان حضرت مهدي موعود ( عج ) فرزند امام حسن عسكري اعتقاد كامل دارم . اينك مسلمانم ، از بهائيت بيزارم . و السلام علي من اتبع الهدي - محمد اسماعيل نژاد ۱۲/۵/۱۳۳۶
|+| نوشته شده توسط حسام در چهارشنبه هفتم مهر 1389 و ساعت 11:15 " فرهنگ صابري "
اينجانب فرهنگ صابري فرزند عنايت صابري دارنده شناسنامه شماره 1 از تبريز ، در محضر حضرت آيت اله جناب آقاي حاج ميرزا عبد اله مجتهدي حضور به هم رسانيده و از مسلك سابق خود ، بهائيت كه قطع به بطلان و بي اساس بودن آن پيدا كرده بودم تبري نموده و به دين مقدس اسلام مشرف شدم و شهادتين به زبان جاري كرده و به خاتميت حضرت محمد بن عبد الله صلي الله عليه و آله وسلم و به وجود زنده بودن قائم آل محمد حضرت حجة بن الحسن العسكري عليه السلام معتقد شده و داخل زمره ي مسلمين گشتم . از خداوند متعال مسئلت مي نمايم كه تمام گمشدگان را به دين مقدس اسلام هدايت نمايد .
فرهنگ صابري تبريز ۲۹/۴/۱۳۴۹
|+| نوشته شده توسط حسام در چهارشنبه هفتم مهر 1389 و ساعت 11:14 " قدرت بقای روشت "
بسم الله الرحمن الرحيم
اينجانبان قدرت فرزند احمد شهرت بقاي روشت دارنده شناسنامه 46 و محرم بقائي روشت فرزند قدرت دارنده شناسنامه 815 صادره قريه روشت بزرگ بخش 3 مراغه ساكن رضائيه كوي شاهرخ آباد كه بهائي زاده بوديم ، پس از تحقيق و مطالعه در مسلك بهائيت متوجه گشتيم كه اساس اين مرام ساختگي و پوشالي است و بسيار متأسف و پشيمان هستيم كه مدتي از عمر خود را در اعتقاد به اين مسلك گذرانده ايم و بدين وسيله با اقرار و اعتراف به وحدانيت خداوند متعال و خاتميت حضرت محمد بن عبد الله ( ص ) و قائميت حضرت محمد بن الحسن العسكري ( ع ) تبري و انزجار خود را از اين مرام باطل اعلام مي دارم و چشم به راه آن روزي هستيم كه آخرين حجة خداوند متعال حضرت مهدي ( ع ) ظهور فرمايند و چشمان شيعيان جهان بشريت را با نور پر فروغش روشني بخشد و از خداوند متعال مي خواهيم آن كساني كه بدون تحقيق در مسلك پوشالي بهائيت زندگي مي كنند آنها هم تحقيق نموده و به دين حق اسلام كه تا روز قيامت استوار و با نور آسماني خود دل هاي مشتاقان حق و حقيقت را روشن مي نمايد بگروند و اجازه مي دهيم كه انزجار و تنفر من از مرام گمراه كننده بهائيت به گوش تمام مسلمين برسد . و السلام علي من اتبع الهدي قدرت بقاي روشت
|+| نوشته شده توسط حسام در چهارشنبه هفتم مهر 1389 و ساعت 11:14 " فتح الله اسدي "
هر كس بخواهد خدا او را هدايت مي كند
اينجانب فتح الله اسدي فرزند حسنقلي دارنده شناسنامه شماره 770 صادره از تربت جام ، كه بهائي و بهائي زاده بوده و مدتي در فرقه ضاله مضله بهائيت عمر عزيزم را صرف كرده بودم ، پس از تحري حقيقت واقعي به پوشالي بودن اين مرام ومسلك ساختگي پي برده و با اين نامه تبري و بيزاري خويش را از اين فرقه اعلام مي دارم و اعتراف به حقانيت دين مبين اسلام و خاتميت پيامبر عظيم الشان آن مي نمايم و به ولايت دوازده امام مخصوصاً قائميت و حيات و غيبت حضرت حجة بن الحسن العسكري ( ع ) اقرار كامل دارم و ظهور آن بزرگوار را از ايزد متعال خواهانم . اميدوارم برادران و خواهران هم كيش كه گمشدگان و گمراهان اين وادي هستند تحقيق بيشتري در امر دين بنمايند .
فتح الله اسدي نقل از روزنامه شماره 290 بيهق سبزوار |+| نوشته شده توسط حسام در چهارشنبه هفتم مهر 1389 و ساعت 11:13 " غلامحسين تمجيدي "
بسمه تعالي
اينجانب غلامحسين تمجيدي دارنده شناسنامه شماره 11301 ----1300 زنجان ، بعد از چندين سال تحقيق كامل و تحري حقيقت واقعي و مقايسه معتقدات بهائيت با مباحث اعتقادي اسلام پي به بطلان و بي اساس بودن مسلك بابيت و بهائيت برده و به حقايق و معارف عاليه اسلامي معترف مي باشم و بدين وسيله اعتقاد قلبي خود را نسبت به خداوند يكتا به حقانيت دين مقدس اسلام و ختميت حضرت محمد بن عبد الله صلي الله عليه و آله وسلم و امامت ائمه دوازده گانه و قائميت و حيات و غيبت حضرت حجة بن الحسن العسكري اعلام داشته و از منتظرين ظهور آن حضرت مي باشم و انزجار و تبري خود را از عموم فرق ضاله بالاخص مسلك ساختگي بابيت و بهائيت ابراز مي دارم و از اين توفيق بزرگ كه شامل حالم گرديده به درگاه حق تعالي شكرگزار بوده و از ساحت مقدسش خواستارم كه عموم فريب خوردگان و گمشدگان فرق ضاله مخصوصاً مسلك بابيت و بهائيت را به وادي سعادت و راه راست هدايت فرمايد . به حق محمد وآله الطاهرين . غلامحسين تمجيدي ۱۶/۱/۱۳۴۹
|+| نوشته شده توسط حسام در چهارشنبه هفتم مهر 1389 و ساعت 11:12 " علي نجفي "
بسم الله الرحمن الرحيم
به نام نامي حضرت حجة بن الحسن العسكري ( عج ) اينجانب علي نجفي فرزند حسن دارنده شناسنامه شماره 11 صادره از مرودشت يزد متولد 1296 بهائي زاده ، چون معتقد به مباني ديني و مذهبي بودم و حقيقتاً تحري حقيقت كردم و با افرادي دانشمند و بي غرض تماس حاصل نمودم ، به حقانيت اسلام و بطلان بهائيت پي برده و معتقد شدم كه حضرت محمد بن عبد الله ( ص ) آخرين پيامبران الهي و دين اسلام آخرين اديان و قرآن مجيد آخرين كتاب آسماني مي باشد و حضرت حجة بن الحسن العسكري ( عج ) جانشين حضرت رسول اكرم ( ص ) ، كه اكنون زنده و در پس پرده غيبت بسر مي برند دوازدهمين جانشين و صاحب الزمان مي دانم و انشاءالله به ظهورش چشم دوستان و شيعيان خود را روشن و منور فرموده و دشمنان خدا را خوار و ذليل خواهند كرد . و السلام علي من اتبع الهدي علي نجفي پنجم جمادي الثاني ۱۳۹۷
|+| نوشته شده توسط حسام در چهارشنبه هفتم مهر 1389 و ساعت 11:11 " عليقلي مهدي پور "
اينجانب عليقلي شهرت مهدي پور فرزند حمداله متولد 1314 شماره شناسنامه 1352 ساكن قبادلو تابع كليبر از شهرستان ارسباران ( اهر) ، كه بهائي زاده بوده و از ابتداي زندگي در يك خانواده بهائي زندگي كرده ام پس از تماس با مبلغين اسلامي و تفكر و تحقيق در اين مورد به ساختگي و دروغي بودن بهائيت پي برده و با كمال ايمان و صدق دل، اقرار به شهادتين نموده و مصراً از بهائيت تبري جستم و به خاتميت حضرت رسول اكرم ( ص ) و دوازده وصي بلافصل اقرار و معتقد به حي بودن حضرت ولي عصر و الزمان عجل الله تعالي فرجه بوده و بعد از اين از جامعه بهائيت كناره گيري و از خداوند متعال توفيق ساير افراد حزب ساختگي بهائي را در راه حق و حقيقت و ايمان به خداوند يكتا و خاتميت حضرت محمد ( ص ) و دوازده وصي بر حق و وجود حضرت ولي عصر خواستارم .
عليقلي مهدي پور |+| نوشته شده توسط حسام در چهارشنبه هفتم مهر 1389 و ساعت 11:11 " علي اورنك "
به آغوش پر محبت اسلام برگشتم
اينجانب علي اورنگ داراي شناسنامه شماره 287 فرزند علی مؤمن ، بر اثر تحري حقيقت واقعي و برخورد آبادان - علي اورنك |+| نوشته شده توسط حسام در چهارشنبه هفتم مهر 1389 و ساعت 11:10 " علي اكبر سعادت جو "
بسم الله الرحمن الرحيم
اينجانب علي اكبر سعادت جو دارنده شناسنامه شماره 28 صادره از قريه ميرزا حصاري خدا بنده لو همدان ، بهائي وبهائي زاده بوده ام. اينك خود و افراد خانواده ام در اثر تماس و برخورد با افراد مسلمان و با اطلاع و خير خواه به اين حقيقت رسيديم كه بهائيت نه تنها دين نيست بلكه يك مرام گمراه كننده و استعماري است و تنها ديني كه امروز مورد رضايت خداوند متعال مي باشد دين مقدس اسلام است . اكنون من و ديگر افراد خانواده ام اعتقاد كامل داريم و اعلام ميداريم كه دين اسلام پايان دهنده اديان است و قرآن عزيز آخرين كتاب آسماني است كه براي بشر نازل شده است و بعد از پيامبر اسلام دوازده امام يكي پس از ديگري امامت شيعه را به عهده داشته و دارند كه اول آنها حضرت علي بن ابيطالب و آخر آنها حضرت محمد بن الحسن العسكري عليهم السلام مي باشد . حضرت مهدي ( عج ) زنده اند و روزي ظهور خواهند فرمود تا دنيا را پر از عدل و داد نمايند . از خدا مي خواهيم همه ي دوستاني كه مانند ما گمراه بوده اند به صراط مستقيم ايمان هدايت فرمايد . علي اكبر سعادت جو آقاي علي اكبر سعادت جو در نزد اينجانب با عبارات فوق به حقانيت دين مبين اسلام اقرار و عزت نمودند . الاحقر علي بن ابراهيم معصومي
|+| نوشته شده توسط حسام در چهارشنبه هفتم مهر 1389 و ساعت 11:9 " علي اصغري "
بسمه تعالي
اينجانب علي اصغري فرزند برات به شناسنامه شماره 278 مشهد متولد 1334 ساكن مشهد كه بر اثر تبليغات سوء فرقه ي گمراه و گمراه كننده ي بهائي و بي اطلاعي از اسلام به مرام و مسلك بهائيه گرويده بودم ، ولي لطف پروردگار شامل حالم شده در مقام تحري حقيقت برآمدم ، بعد از تحقيق و تماس با افراد مطلع پي به بطلان و ساختگي بودن مسلك پوشالي بهائيت برده و اينك از اين مرام تبري مي جويم . اعتراف و اذعان به يگانگي خداوند و خاتميت پيامبر اسلام دارم و شهادت مي دهم كه اوصياي آن حضرت دوازده نفرند كه آخرين آنان حضرت مهدي حجة بن الحسن العسكري عليه السلام مي باشد و روزي ظاهر شده و جهان را پر از عدل وداد خواهد نمود . در پايان هدايت تمام فريب خوردگان را از درگاه خداوند متعال مسئلت مي نمايم . علي اصغري
|+| نوشته شده توسط حسام در چهارشنبه هفتم مهر 1389 و ساعت 11:7 " عطاء الله اقترافي مهدي آبادي "
تشرف به دين مقدس اسلام
اينجانب عطاء الله اقترافي مهدي آبادي دارنده شناسنامه شماره 446 متولد 1312 فرزند علي ، كه بهائي تسجيل شده و بهائي زاده بودم به اين نتيجه رسيدم كه مسلك بهائيت باطل و باب و بهاء الله و جانشينانش دروغگو بودند و افتخار مي كنم كه مسلمان شده و اعتقادم اين است كه دوازدهمين امام حضرت حجة بن الحسن عجل الله فرجه است و اميدوارم كه بقيه ی بهائيان چشم وگوش باز كرده و به بطلان بهائيت و حقيقت اسلام آگاه شوند و به موجب اين ورقه اقرار به اسلام نمودم . عطاء الله اقترافي 1/ فروردين / 1346 صحت امضاي آقاي عطاء الله اقترافي در صفحه 122 دفتر گواهي امضاء دفتر خانه اسناد رسمي شماره ي 71 اصفهان تحت شماره ي 2289 مورخه ۱۷/۱۰/۱۳۴۶ گواهي شده است . |+| نوشته شده توسط حسام در چهارشنبه هفتم مهر 1389 و ساعت 11:4 |
|










قائل هستند، اما در اين ميان مسلمانان و بویژه شيعيان اين مقام را منحصر به حضرت مهدي(عج) ميدانند. مسئله مهدويت در بينش اسلامي نقش كليدي دارد، چرا كه اعتقاد به يك منجي و مصلح و اميد به اينكه سرانجام روزي حق جاري ميشود و صالحان بر زمين حكومت ميكنند، عامل پويائي و حركت جوامع اسلامي است.



فرقه بهائيه مجالست نمودم ، نزديك بود گمراه شوم لكن در اثر تجسس و مطالعه كتب آنها و تماس و مجالست اشخاص مطلع كاملاً از بي بنيان بودن و بطلان محض فرقه بهائي پي برده و مرام و مسلك پوچ بهائيت برايم مسلم گرديد . به حقانيت دين مبين اسلام و به خاتميت نبي اكرم محمد بن عبد الله ( ص ) ، يگانه منجي بشريت و قائميت و حيات حضرت حجة بن الحسن العسكري روحي له الفداه معترف بوده و مي باشم و نيز در آتيه نزديكي مشاهدات خود را به صورت كتابي انشاءالله تقديم دوستان و خواستاران راه حقيقت خواهم نمود .




به دانشمندان اسلامي به بطلان مذهب پوشالي و آئين ساختگي بابيت و بهائيت آگاهي كامل حاصل نموده و دين مقدس اسلام و مذهب شيعه جعفري اثنا عشري را راه راست و آئين جاوداني الهي مي دانم . لذا بدين وسيله تبري خودم را از رويه ي غلط بهائيت اعلام نموده ، تابع و مطيع و منتظر ظهور امام دوازدهم اعليحضرت محمد بن الحسن العسكري عجل الله تعالي فرجه مي باشم و هدايت عموم گمراهان به ويژه فرقه پوشالي بهائيه را از خداوند متعال مسئلت مي نمايم .

